در مقابل اولاد يك چيز عادى شده است . كم پيدا مىشود خانهاى كه پرخاشگرى در آن نباشد و كم پيدا مىشود خانهاى كه به جاى تسلط بر اعصاب ، ضعف اعصاب در آن وجود نداشته باشد . حتى جوانها و بچهها چنين شدهاند . اين مصيبت خيلى بالاست و تسلط بر اعصاب از صبر و استقامت و سعهء صدر هم لازمتر است . خصوصاً براى يك مربى و يك معلم و يك مدير ، براى يك پدر و مادر كه مىخواهند اولاد تربيت كنند بسيار لازم است . اگر تسلط بر اعصاب نباشد ، روح پرخاشگرى قطعاً به جاى آن مىنشيند و وقتى روح پرخاشگرى به جاى تربيت نشست ، روح عقدهاى براى بچهها پيدا مىشود و عقدهء حقارتى بر او حكمفرما مىشود . اگر عقدهء حقارت در خانه ، در مدرسه ، در دبيرستان يا در دانشگاه پيدا شود ، يك شخص افسرده و دل مردهاى كه اصلًا به درد نمىخورد از كار در ميآيد . اگر هم العياذ بالله به صحنه بيايد ، يك فرد بدحجاب به تمام معنا ممكن است بشود ، تا ببينيم محيط برايش چه باز مىكند . هر چه جلو او باز باشد ، بدحجابى او بالاتر مىشود . مىخواهد عقدهء حقارت را مخفى كند ، احتياج به نگاه ديگران دارد . براى مخفى كردن عقدهء حقارت اگر در دام تهاجم فرهنگى و در دام غرب بيفتد يك بىحجاب به تمام معنا در مىآيد . اگر مرد باشد و پستى براى او پيدا شود ، عقدهء حقارت را مىخواهد آنجا جبران كند و با زيردستهايش زورگويى و داد و فرياد و پرخاشگرى مىكند و لذت مىبرد از اينكه پشت در اتاقش ارباب رجوع معطل شوند و به او التماس كنند لذت مىبرد از اينكه بگويد برو آن اتاق و آن بيچاره دو دفعه برگردد و التماس كند و او هم پرخاشگرى كند كه الان موقع اين كار نيست . لذت مىبرد از اينكه كسى بيرون در اتاق بايستد و بگويند : آقا جلسه دارد .
اين وضع انسان است ، اگر تسلط بر اعصاب نداشته باشد و ضعف اعصاب
اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٦٧