تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
فراوانى داشت . خواستم پول را ببرم . در آن اتاقى كه پول بود ، پدر و مادرم خواب بودند و به خاطر تو و خدمت به پدر و مادرم ، آنها را بيدار نكردم و از آن معامله كه سود فراوانى داشت ، گذشتم . خدايا ! اگر كارم براى تو بود ، ما را نجات بده . سومى گفت : خدايا ! تو مىدانى من كارگرى داشتم كه از من پول زيادتر از حق خود كه نصف در هم بود مىخواست . به او ندادم او هم قهر كرد و رفت . پس از آن نفهميدم كجا رفت و كى بود . مزدش را گندم خريدم و بر صحرا كاشتم و اين گندم حاصل خوبى داد . وقتى كه دوباره آمد ، به جاى نصف در هم هزارها در هم به او دادم . خدايا ! اگر كارم به خاطر تو بود ، ما را نجات بده ! تا دعا تمام شد ، ناگهان ديدند سنگ عقب رفت . امام صادق ( ع ) مىفرمايد اينها اصحاب رقيم بودند كه پروردگار عالم مىگويد : تعجب نكن از اصحاب رقيم و تعجب نكن از اصحاب كهف كه ما هر كارى بخواهيم مىكنيم . قضيهء اصحاب رقيم كه سنگى بيايد ، در غار را ببندد و بعد هم آن سنگ كنار برود ، اين چيز مهمى نيست كه ملكى اشاره به آن سنگ كند و در دامنهء كوه پرتاب شود و خدا جان آنها را نجات دهد يا اصحاب كهف را چند صد سال زنده نگهدارد . ما مهمتر از اين را داريم . اين است كه بايد انسان صبر داشته باشد و بعد از صبر دعا داشته باشد و در بلاها و مصائب ، خودش را نبازد . بسيارى از مردم در وقت بلا خودباختگى پيدا مىكند و اصلًا نمىتوانند دعا كنند ؛ حتى مىرسند به جايى كه نماز نمىخوانند ، اين بدبختى است ، صبر نيست و خودش بلاست . صبرى كه انسان را وادار كند كه كفر بگويد ، مصيبتى كه انسان را وادارد تا جزع و ناشكرى كند ، به غير نكبت چيزى نيست . اگر بلا بيايد و انسان خود را نبازد ، مصيبت بيايد و انسان خودش را گم نكند و شهوت بيايد و انسان روى هوى و هوس و روى نفس اماره پا بگذارد ، مهم است .