تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّي لَوْلا دُعاؤُكُمْ
« 1 » آنچه در اينجا بايد به شما تذكر بدهم ، اين است كه فقط بگوييد ! خدا ! خدا ! و تعيين وظيفه براى خدا نكنيد . تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن كه خواجه خود روش بنده پرورى داند او مىداند صلاح تو در چه چيز است . او مىداند سعادت تو در چيست تو فقط بگو خدا ! اگر هم حاجت خاص خودت را از خدا مىخواهى ، بخواه ؛ اما تعيين وظيفه نكن . مثل بچه كه وقتى شير مىخواهد ، گريه مىكند و مادر مىفهمد كه او شير مىخواهد . اگر هم زبان داشته باشد مادر ! مادر ! مىكند و او مىفهمد كه بچه چه مىخواهد . تو بگو خدايا گرفتارم ! مىبينى كه گرفتارم ؛ مىبينى كه قرض دارم ؛ مىبينى كه آبرو دارم ؛ خدايا ! تو مىبينى كه پسرم مىخواهد ازدواج كند ؛ دخترم را مىخواهم شوهر بدهم ؛ خدايا ! تو مىبينى اجتماع ما گرفتار است ؛ خدا ! خدا ! خدا ! و ديگر بيش از اين چيزى نگو . مواظب باشيد تعيين وظيفه براى خدا نكنيد . و ديگر اينكه سوءظن به پروردگار نداشته باشيد ؛ چون خودش گفته است :
ادْعُوني اسْتَجِبْ لَكُمْ
« 2 » امام صادق ( ع ) مىفرمايد يقين داشته باش كه خدا حاجتت را مىدهد و بايد به خدا حسن ظن داشته باشى . توبهء واقعى مىكند ، نه براى اينكه حالا توبه مىكنم كه دعايم مستجاب شود . مىخواهد دعا مستجاب بشود يا نشود ، براى بنده يك شرافت است كه خدا ! خدا ! كند بالاترين شرافت براى بنده اين است كه در خانهء خدا برود . اگر
هامش
( 1 ) - فرقان / 77 . ( 2 ) - غافر / 60 .