گفتهاند و بفهميد كه راجع به اين آيه اهلبيت چه فرمودند . تفسير منهاى اهلبيت مىشود تفسير به رأى و آن هم يك بدبختى است مبين ، آنها هستند . چنان كه قرآن هم مىگويد : مبين پيغمبراكرم ( ص ) و بعد از آن حضرت ائمهء طاهرين ( ع ) هستند .
يك شيعه علاوه بر اينكه ترجمهء قرآن مىداند ، علاوه بر اينكه تفسير قرآن مىداند ، بايد برداشت از قرآن داشته باشد . بايد مجتهد در قرآن باشد . مخصوصاً يك طلبه و يك دانشگاهى در اثر كاركردن در قرآن و در اثر كاركردن در تفسيرها و ممارست ، ملكه پيدا مىكند همانطور كه در طب تخصص پيدا مىكند ، در تفسير قرآن هم تخصص پيدا كند . اين كار همهاش مربوط به اهل علم و حوزهها نيست . قرآن كه فقط براى حوزهها نيست .
وَ لَقَدْ يَسَّرْنا الْقُرآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
« 1 » خطاب به همه است .
مرتبه سوم ، عمل به قرآن است . قرآن كتاب عمل است . كسى مىتواند بگويد من تمسك به قرآن دارم و در رفع گرفتارى تمسك به قرآن مىكنم كه عمل به قرآن بكند . كسى نمىتواند بگويد كه چيزى در دنيا هست كه در قرآن نيست از مسائل اعتقادى ، سياسى ، اجتماعى و اخلاقى ؛ نمىشود كه در قرآن راهحلى نباشد . زياد اصرار شده كه همه چيز در قرآن هست :
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ الّا في كِتابٍ مُبينٍ
« 2 » تر و خشكى نيست مگر در قرآن آمده است .
اين قرآن كتاب عمل است . براى سياست داخلى و خارجى ما ، قرآن بايد سرمشق باشد . براى بازار و اجتماع و اقتصاد ما ، قرآن بايد سرمشق باشد . براى خانه و زندگى ما ، قرآن بايد سرمشق باشد . براى عفت و غيرت ما ، قرآن بايد سرمشق باشد .
براى معاشرت ما با خودمان يا بيگانه ، قرآن بايد سرمشق باشد .
هامش
( 1 ) - قمر / 40 .
( 2 ) - انعام / 59 .