نباشد ، بچه گله مىكند و بدش مىآيد . وقتى كه مىگوييم : الله اكبر ، تا وقتى مىگوييم : السَّلامُ عَلَيْكُم وَ رَحْمَةُ الله وَ بَركاتُهُ ، تنها چيزى كه در نظر نداريم ، مكالمهء با خداست .
نقل مىكنند كه يك عالم بزرگوارى حاجت مهمى داشت . اين روايت را خواند كه هر كسى دو ركعت نماز بخواند ، هر حاجتى داشته باشد مستجاب مىشود . خيلى خوشحال شد و آمد به مسجد ، گفت در را هم ببنديد . قبل از ظهر بود و هيچكس در مسجد نبود . در را بستند و او ايستاد به نماز و خواست دو ركعت نماز بخواند و بعد از نماز هم بگويد كه خدايا اين گرفتارى كه دارم رفع كن . گفت : الله اكبر . بسم الله الرحمن الرحيم . يك وقت آن قوهء خيال يا شيطان كه هر دو معمولًا دست به دست هم مىدهند پيش آمد . عالم در ذهنش گفت : چرا اين مسجد گلدسته ندارد ؟ بعد گفت يك گلدسته برايش بايد درست كنيم و يا نيش چه كسى باشد و به فلان مريدمان مىگويم بيايد درست كند . آجرش را هم از كجا تهيه مىكنم .
به هر حال همينطور ، گلدسته را ساخت و ساخت تا گفت : السَّلامُ عَلَيْكُم وَ رَحْمَةُ الله وَ بَرَكاتُهُ دستهايش را بالا كرد كه بگويد خدايا حاجتم را بده ! عقلش و وجدانش به او نهيب زد و گفت آن روايت
كه مىگفت اگر كسى بعد از نماز حاجت بخواهد ، مستجاب مىشود نگفت كه اگر كسى بعد از گلدسته ساختن حاجت بخواهد ، نمازش مورد قبول است . گلدسته مىساختى و نماز نمىخواندى ؟
بعضى اوقات آدم به اندازهاى بىحياست كه با فكر گناه مىكند ، فكر كلاهبردارى هم مىكند ؛ اين چه نمازى است ! نماز مكالمه است و خدا دارد با ما حرف مىزند . حمد و سوره مىخوانى ؛ يعنى خدا دارد با زبان تو با تو حرف مىزند . وقتى خدا با تو حرف مىزند ، حواست كجاست ؟ ! بعد حمد و سوره چه ؟
اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٢