ركعت نماز مقبول ندارند . مىفرمود : چه بلايى بالاتر از اينكه انسان نتواند دو ركعت نماز به جا آورد و بگويد كه من اين نماز را خواندم براى خدا .
از اول كه گفتم الله اكبر تا وقتى گفتم : السَّلامُ عَلَيكُم وَ رَحْمَة الله وَ بَرَكاتُهُ در فكرم هيچ چيز نداشتم جز خدا . نماز بهشت را واجب مىكند . دو ركعت اين نماز يك حاجت را روا مىكند . اين نماز همه گناهان را مىامرزد و به آسمان و عرش مىرود . اين نماز او را دعا مىكند و مىگويد : خدا دنيا و آخرت تو را روشن كند ، همينطور كه مرا پيش خدا و پيغمبر و ملائكه نورانى و سرافراز كردى . اما اگر
نماز طور ديگرى باشد ، از اين نمازهايى كه خيلىها مىخوانند ؛ هنوز از ركوع بلند نشده است ، مىرود به سجده و هنوز از سجده بلند نشده است ، مىرود به سجدهء دوم و خلاصه از همين نمازهايى كه خيلىها مىخوانند و حضور قلب ندارند و همه چيز در نماز يادشان مىآيد جز اينكه در مقابل خدا هستند . روايت داريم كه اين نماز يك صورت ظلمانى دارد و ملكى آن را بالا مىبرد اما وقتى مىرسد به آسمان اول بر مىگردد . اين نماز ، نمازى نيست كه برود پيش خدا . در بعضى از روايات داريم آن ملك كه نماز را برده است ، نماز را مىزند بر سر نمازگزار . وقتى خورد بر سرش ، نماز مىگويد : خدا تو را تباه كند ؛ همين طور كه مرا ضايع كردى . خدا بيچارهات كند ، همينطور كه مرا بيچاره كردى ! نماز يك مكالمه است بين عبد و مولا . معاشقه است بين عاشق و معشوق ؛ وقتى كه حمد و سوره مىخوانى ، خدا دارد با زبان تو با خودت حرف مىزند . خدا دارد با تو صحبت مىكند ؛ پس حواست كجاست ؟ ! شما پيش همسرت هم باشى ، وقتى او با تو حرف مىزند ، و اى خانم ! شما اگر پيش شوهرت باشى ، وقتى شوهرت دارد با شما حرف مىزند ، اگر حواست به حرف شوهر نباشد ، او مىگويد : كجايى ؟ شما هم به شوهرتان مىگوييد : من دارم با شما حرف مىزنم ، چرا حواست به من نيست ؟ ! بچه با ما حرف مىزند ، اگر ما حواسمان
اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١١