متناسب با ملكات رذيله ، چهره هاى گوناگونى مى پذيرد . گاهى به سبب سركشى و ملكه ستمگرى برخاسته از گفتار و كردار و انديشه ، چهره سگ مى يابد و گاهى چهرهء خوك . آن گونه كه گاهى به سبب وجود اين ملكه ها ، آدمى چهره اى غير مادى مى يابد كه آيات و رواياتى نيز در اين زمينه رسيده است .
ما نخست برخى از اين آيات را كه دلالت بر اين نكتهء ظريف و دقيق و يقينى نزد اهلش دارد ، بيان مى كنيم و در پى آن ، رواياتى را مى آوريم كه در حدّ تواتر معنوى بر اين موضوع تصريح دارند .
برخى ا زاين آيات ، كمال صراحت را دارند ، و برخى ظاهر هستند ، و شمارى با درنگ بر اين مهم دلالت مى كنند از جملهء اين آيات است :
( فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتّقوا النّار الّتى وقودها الناس و الحجاره اعدّت للكافرين . ) 37
و هر گاه چنين نكرديد كه هرگز نتوانيد كرد پس بترسيد از آتشى كه براى كافران مهيا شده و هيزم آن ، مردمان و سنگها هستند .
( و اولئك هم وقود النّار ) 38
آنها خود هيزم آتش جهنمند .
( من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها . ) 39
پيش از آنكه نقش چهره هايتان را محو كنيم و رويهايتان را به قفا برگردانيم .
( هنالك تبلوا كلّ نفس ما اسلفت ) 40
در آنجا ، هر كس هر چه كرده است ، پاداشش را خواهد ديد .
( و كلّ انسانٍ الزمناه طائره فى عنقه و نخرج له يوم القيامه كتاباً يلقاه منشورا . اقرء كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً . ) 41
كردار نيك و بد هر انسانى را چون طوقى به گردنش آويخته ايم ، و در
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٧٢