سوم ، توحيد افعالى استقرار مى يابد .
از آنجا كه دعا ، خضوع براى خداست و بلكه خضوع و خشوعى آشكارتر و موكّدتر از آن نيست ، لذا ناخودآگاه ، توحيد عبادى در دل او جاى مى گيرد ، زيرا به هنگام دعا ، جز براى خداوند متعال ، نه خضوعى براى شخص دعا كننده است و نه خشوعى .
ح ) در اين سفر ، توكّل به خدا و اعتماد به دو ، بهترين توشه است و آدمى در حيات خود از داشتن اين توشه ناگزير است و درغير اين صورت ، نابود مىشود . زيرا بسيار مىشود كه آدمى به جايى مى رسد كه به پناهگاه و معتمدى نيازمند است و بلكه مى توان گفت كه آدمى پيوسته بدان نياز دارد و ملجأ و معتمدى جز خدا نمى يابد . خداوند مى فرمايد :
( و من يتوكّل علي الله فهو حسبه . ) 44
و هر كس برخدا توكّل كند ، همو وى را بس خواهد بود .
پس خوشا به حال كسى كه ، به دو روى مى آورد و اعتماد مى ورزد و خوشا به حال كسى كه ، سلطان او ، خداوند متعال است و سلطانى جز الله در ميان نيست . خداوند در اين مورد مى فرمايد :
( انّه ليس له سلطان علي الّذين آمنوا و علي ربّهم يتوكّلون . انّما سلطانه علي الّذين يتولّونه . ) 45
شيطان را بر كسانى كه ايمان آورده و بر خدا توكّل مى كنند ، تسلّطى نيست ، تسلّط او تنها بر كسانى است كه دوستش دارند .
قرآن در اين منشور ، پس از يادآوردن توحيد افعالى و توجّه دادن به اينكه او خداى جهانيان است و ربّى جز او در كار نيست ، به توكل بر او فرا مى خواند . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد :
( رب المشرق و المغرب لا إله الّا هو فاتّخذه وكيلًا . )
پروردگار مشرق و مغرب ، هيچ خدايى جز او نيست او را كارساز
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢١٣