نكداً ) 10
و سرزمين خوب ، گياه آن به فرمان پروردگارش مى رويد ، و زمين بد ، جز اندك گياهى از آن پديد نمى آيد
و در جاى ديگر ، سيره و صفات نهفته در نفس را ، همانند درخت مىداند و مى فرمايد :
( الم تركيف ضرب الله مثلًاكلمهً طيّبهًكشجرهٍ طيّبهٍاصلها ثابت و فرعها في السّماء . تؤتي اكُلها كلّ حين باذن ربّها . . . و مثل كلمهٍخبيثهٍ كشجرهٍ خبيثه اجتثّت من فوق الارض ما لها من قرار . )
آيا نديده اى كه خدا چگونه مثل زد ؟ سخن پاك ، چون درختى پاك است كه ريشه اش در زمين استوار و شاخه هايش در آسمان است . . . به فرمان خدا هر زمان ميوهء خود را مىدهد و مَثَلِ سخن ناپاك ، چون درختى ناپاك است كه ريشه در زمين ندارد و بر پا نتواند ماند .
قرآن با بيان داستانى از پيشينيان ، ثابت كرده است كه تهذيب و تخلّق به اخلاق الهى ، از اوجب واجبات است ، براى نمونه در سورهء شمس پس از اين همه تأكيد و سوگند ، مى فرمايد : ( قد افلح من زكّيها و قد خاب من دسّيها ، كذّبت ثمود بطعويها . )
هر كه نفس خود را پاك كرد ، رستگار شد و هر كه آن را آلود ، زيان برد ، قوم ثمود از روى سركشى تكذيب كردند .
قرْآن تأكيد مىكند كه ثمود با وجود آن معجزهء آشكار ، به دليل برخوردارى از رذيلتِ سركشى حاكم بر آنها ، به تكذيب پيامبر روى آوردند . شگفتا ، آيا شدنى است ، عاقلى شترى را با بچّهءآن ، كه از دل كوه بيرون آمده ، بكشد ؟ !
و آيا شدنى است ، خردمندى ، تهديد كسى را كه چنين معجزه اى دارد ، ناديده بگيرد ؟ !
و آيا امكان دارد عاقلى از پايان كار پليد خود نهراسد ؟ !
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٤