( هو الّذي بعث في الامّين رسولًامنهم يتلوا عليهم اياته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمه . )
او همان خدايى است كه در ميان مردم امّى ، پيامبرى از خودشان بر انگيخت تا آيات خويش را برايشان بخواند و تزكيه شان كند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد .
از اين آيه استفاده مىشود كه علّت نهايى بر انگيختن پيامبر و فرو فرستادن قرآن ، همان تزكيه و تعليم است . خداوند مى فرمايد :
( قد جاءكم من الله نور و كتاب مبين . يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبل السّلام و يخرجهم من الظّلمات الي النّور باذنه و يهديهم الي صراطٍمستقيمٍ . ) 4
از جانب خدا ، نورى و كتابى صريح و آشكار بر شما نازل شده است تا خدا بدان ، هر كس را كه در پى خشنودى اوست به راههاى سلامت هدايت كند و به فرمان خود از تاريكى به روشناييشان ببرد و آنان را به راه راست هدايت كند .
اين آيه ، دلالت بر آن دارد كه قرآن براى روشن كردن راههاى سلامت ، فروفرستاده شده است . راههاى سلامت ، راهى نيست مگر همان مراتب سير به سوى حق تعالى از تخليه تا ديگر مراتب آن ، چنان كه بيرون آوردن از ظلمات به نور و هدايت مخصوص 5 برخاسته از عنايت الهى به سوى راه راست ، مفهومى ندارد مگر همين .
اين آيه ، دلالت بر اين نيز دارد كه علّت نهايى فروفرستادن قرآن ، چيزى نيست مگر تخليه ، تحليه ، تجليه و رسيدن به مراتب آن .
دقت و ژرف انديشى در قرآن ، ما را به اين مفهوم مى رساند كه بيشتر آيات ، ناظر به تهذيب نفس و تخلّق انسان به فضايل است .
آيا داستانهاى قرآنى به همين مقصود ، گفته نشده است ؟ و آيا آيات آفاقى و
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٢