تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
در سيرى ديگر ، حركت معنوى مىكند ، روح بلندپرواز خود را به آسمانها عروج مىدهد و ازعالم ماده رخت بر مى بندد . اين سير هنگامه رحيل است ، گاه عشق است و سوداى وصال در سر .
« جمله ى ديگر بميرم از بشر * تا برآرم از ملائك بال و پر
وز ملك هم بايدم جستن زجو * كل شىءٍ هالك الَّا وجهه
بار ديگر از مَلك پران شوم * آنچه اندر وهم نايد ، آن شوم « 1 » »
« يا ايها الإِنسان انَّك كادح الى ربّك كدحاً فملاقيه
« 2 » » ( هان ) اى انسان همانا با رنج و مشقّت در راه حق كوشا هستى و سرانجام به سوى پروردگار خود مى روى . اين سير الهى آميخته به زحمت و محنت فراوان است ؛ و صبر جميل لازم دارد تا بتوان صفات رذيله را از لوح دل زدود و به اخلاق الهى متخلق شد . چنان كه استاد عظيم الشأن ما رهبر انقلاب مى فرمايند : « بيست سال خون جگر بايد خورد تا يك صفت رذيله زائل و يك صفت پسنديده جايگزين آن شود » .

جبهه وسيله ى سير معنوى

در سير الى الله ، « كدح » و « تعب » را بايد با دل و جان خريد ، و از عمق ناملايمات ره به سوى او بايد سپرد كه :
ناز پرورد تنعمّ نبرد راه بدوست * عاشقى شيوه ى رندان بلاكش باشد « 3 »
هامش
( 1 ) - مثنوى ( 2 ) - سوره ى انشقاق ، آيه 6 ( 3 ) - ديوان حافظ