منصب ) ولايت اهواز در آزمون ( سختى ) قرار گرفته ام . اگر پيشوا و امام من شايسته بداند حدود وظايف مرا روشن سازد و برنامه اى كه مرا به خدا و پيامبر ( ص ) نزديك سازد تنظيم فرمايد شايد از خطر انحراف مصون بمانم . ( به من بفرمايد ) كه چه اموالى را ببخشم ؟ زكات را به چه كسانى بدهم و در چه مواردى به مصرف برسانم ؟ با چه كسانى انس و الفت بگيرم و دوست باشم ؟ به چه كسى اعتماد كنم و از چه دسته اى ايمن باشم ؟ و رازهايم را براى چه كسى بازگويم ؟ اميدوارم با رهبرى و راهنمائيهاى ارزشمند شما خداوند تعالى مرا برهاند . همانا شما حجت خداوند بر مردم و امين او در ميان مردم هستيد . نعمتهاى الهى بر شما پايدار باد .
در اين نامه چند نكته بسيار مهم جلب توجه مىكند :
1 « نجاشى » به حضرت عرض مىكند كه من با پذيرش استاندارى اهواز در آزمون سختى قرار گرفته ام ، نه اينكه حكومت اهواز نصيب من شده است . حكومت را يك آزمايش الهى مىداند و خود را در معرض آزمون مى يابد . زيرا ، انسان هماره در معرض امتحان است . چنان كه قرآن مى فرمايد :
« أحسب النّاس ان يتركوا ان يقولوا آمنّا و هم لا يفتنون . و لقد فتنّا الّذين من قبلهم فليعلمنّ الله الذين صدقوا و ليعلمنّ الكاذبين
« 1 » »
آيا مردم مى پندارند كه تنها به گفتن « ايمان آورديم » رها مى شوند و در معرض آزمايش قرار نمى گيرند ؟ ! همانا ما آنان را كه پيش از اينها بودند ( امتهاى گذشته ) آزمايش كرديم تا اينكه خداوند دروغگويان را از راستگويان كاملًا معلوم كند ( و از هم جدا سازد ) .
امتحان الهى براى اين نيست كه خداوند تعالى به عمل بندگان
هامش
( 1 ) - سوره ى عنكبوت آيه هاى 1 و 2