گناه
در اولين مرحله ، آنچه كه بسيار روشن و صريح خودنمايى مىكند و همه به سوءسابقه آن اعتراف دارند ، گناه و نافرمانى است . گناه كه در زبان شارع و قانونگذار شرع مقدس اسلام ، معصيت ناميده مىشود ، عبارتست از مخالفت با دستورات و فرامينى كه خداوند متعال براى هدايت انسان از طريق وحى بر پيامبر بزرگوارش نازل فرموده و فرو فرستاده است .
ورود گناه در زندگى هر كس ، مساوى است با خروج فطرت و روح حقيقتخواهى او از ميدان توان و كارآيى ، به عبارت ديگر ، اقبال بر گناه ، موجب ادبار و پشت پا زدن به غريزه مذهب است و گناهكار با گشودن دروازههاى وجودش به روى معصيت و گناه ، حاكميت فطرت و سرشت الهى خويش را ناديده گرفته و ميدان را براى تاخت و تاز غارتگران ايمان باز مىگذارد و سرانجام با پيروزى جبهه معصيت و گناه در وجود او و در حقيقت تسلط نفس اماره بر نفس لوامهاش ، علم و پرچم تكذيب ايات خداوند را بلند كرده و پايه و ريشه همه چيز را مىزند ، يعنى آنگاه كه وحى الهى بر وى فرو خوانده مىشود ، مىگويد : اين سخنان افسانههاى پيشينيان و گفتههاى كهنه و قديمى است .
اذا تُتْلي عَلَيهِ آياتُنا ، قالَ اساطيرُ الْاوَّلينَ « 1 » « ( همان كه ) چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : ( اينها ) افسانههاى پيشينيان است . اما قرآن در جواب مىفرمايد : نه ، هرگز اين سخنان افسانه نيست ، بلكه اين قلبهاى
هامش
( 1 ) - سوره مطففين / آيه 13 .