اما اگر كسى بپرسد : اين چه تفكر و انديشهاى است كه داراى اين چنين اهميتى است و يا تفكر در چه موارد و امورى است كه اين گونه گوى سبقت در ارزش را از يكسال عبادت مىربايد ؟ بايد گفت : اين سنت و رسم بسيار و الا و ارزشمند مؤمنين و عالمان گذشته و حال است كه ساعتى را در شبانهروز به فكر و انديشه مىگذرانند و جرقههاى نورانى و ثمرهء گرانمايهء آن را دست مايهء ادامهء زندگى مادى و معنوى خود قرار مىدهند و از نتيجهء آن بهرهها مىبرند .
تفكر و انديشه در اينكه من چه كسى هستم ، كجا بودهام ، براى چه به اين دنيا آمدهام ، سپس به كجا خواهم رفت ؟ « 1 » تأمل در اينكه اگر همه جا محضر خداست و من در حضور آن متعال هستم و او دائماً مرا مىبيند و بر كارهاى من اشراف دارد ، پس چه بايد بكنم ؟ زبان من چه بايد بگويد ؟ چشمان من چه بايد ببيند ؟ و اعضاء و جوارح من چگونه بايد عمل نمايند ؟
تأمل و تعمق در اينكه اگر من شيعه هستم و قرآن كتاب من است ، من با اين كتاب چه مىكنم ؟ و چه مقدار با آن آشنايى دارم ؟ اگر امام اول من ، اميرالمؤمنين ( ع ) است ، او چه مىكرده و رابطهاش با خدا و مردم چگونه بوده است ؟ و اينك كه امام زمان ، حضرت مهدى عجلالله تعالى فرجهالشريف ولى نعمت من است و من هر چه دارم از سلامتى و علم و آبرو از اوست و در همه ابعاد بر من تسلط وجودى دارد ، چه بايد بكنم كه قلب مقدس و لطيف آن حضرت از من راضى و خشنود باشد ؟ و خلاصه اگر هم اينك قرار شود كه حساب و كتاب مرا رسيدگى كنند ، آيا مىتوانم خوب از عهدهء امتحان برآيم يا نه ؟ !
هامش
( 1 ) - چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند : رحمالله امرءاً عرف من أَين و في أَين و إلى أَين ؟ ( اسفار اربعه / ج 7 ، ص 355 ) . خداى رحمت فرمايد آن كسى را كه دانست از كجا آمده است و در كجا آمده است و در كجاست و به كجا مىرود .