و ناظر دانستن خداوند ميسور و محقق خواهد شد . در آن صورت است كه همه كارها نقش سازندگى و آبادانى به خود مى گيرد و مايه رشد و تكامل واقعى جامعه مىگردد . اگر اتم شكسته مىشود ، به سمت استفادههاى صلحجويانه و بشر دوستانه مىرود . اگر ادوات جنگى از هواپيما و توپ و تانك و موشك ساخته مىشود ، در موقع دفاع مشروع از خود نه در تهاجم ظالمانه و حمله به ديگران مورد استفاده قرار مىگيرد و اگر علمى نشر مىيابد ، در جهت اعتلاى انسانيت و روحيه ى والاى انسانى منتشر مىگردد . ديگر در كار توليدى ، تقلب و سر هم بندى كردن نيست ، زيرا دين دارد و خدا را حاضر مىداند . ديگر در كار توزيعى ، گرانفروشى و اجحاف و خداى ناكرده كمفروشى و نگاههاى آلوده پيدا نمىشود ، زيرا مؤمن است و بر ناظربودن خداوند ايمان دارد . ديگر كار خدماتى نيز مايه نگرانى و دردسر مردم نيست ، زيرا كارمند يك اداره در پشت ميز ، يا در هر جاى ديگر به روز رستاخيز و معاد ايمان دارد ، لذا فقط به خدمت به خلق خدا و مردم و مراجعين مىانديشد و در اين راه با آنچه در توان دارد مىكوشد و از كمكارى و بدكارى گريزان است .
بنابراين اگر مىبينيم كه در جامعهاى ، از اداره و بازار و كارخانه و صنعت گرفته تا خانه و دبيرستان و دانشگاه ، مصيبت فراوان حكمفرما شده و مشكلات بيشمارى پيدا گرديده است ، به خاطر اين است كه در آنها خدا حاكم نيست و ايمان جايگاهى ندارد .
مثلًا اگر در خانوادهاى زن و شوهر و بچهها ، خدا را حاضر و ناظر بدانند و معاد و روز حساب باورشان آمده باشد ، مرد خانه ديگر بداخلاقى نمىكند و نق نمىزند زيرا از امامش شنيده كه فرموده است ، مرد بداخلاق فشار قبر دارد « 1 » زن نيز ديگر پرخاشگر و بد زبان نيست ، چون ايمان دارد كه در آن جهان ، اين زبان به قدرى بزرگ مىشود كه روى زمين افتاده و پايمال اهل محشر مىگردد همينطور بچهها ، ديگر جسارت و بىادبى نسبت به والدين خود روا نمىدارند ، چرا كه از عاقبت بد خود بيمناك هستند .
هامش
( 1 ) - فروع كافى / ج 3 ، ص 136 ، ح 6 .