تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
زن شايسته ، آن نيست كه به جهت رسيدگى و جلوه ى سر و وضع خويش ، شوهر را تحت فشار بگذارد و احياناً او را به كارهاى ناشايست سوق دهد و يا تخم كدورت و ناراحتى را در محيط با صفاى خانه بكارد ، بلكه خانمى از ارزش و اعتبار برخوردار است كه سليقه و خواست شوهر را بشناسد ، امكانات او را بسنجد ، مصالح زندگى را در نظر بگيرد و خود را با آن وفق دهد . بداند كه اگر در اثر كار در منزل به خاطر رفاه زندگى مشترك و كمك به شوهر ، دستهايش خشن شود ، خيلى بهتر از آن نرمى و لطافت ظاهرى است كه با تنبلى و تن‌پرورى و نارضايتى شوهرش همراه باشد .

خانم كيست ؟ !

نقل شده است كه يكى از تجار تهرانى به همراه خانمش براى زيارت آيت‌الله‌العظمى سيداسماعيل صدر رحمةالله بر ايشان وارد مىشود و طبق معمول ، مرد به خدمت اين عالم بزرگوار شرفياب مىگردد و خانم او نيز براى ديدن خانواده ى مرحوم آيت‌الله‌صدر ، درب اندرونى را مىزند . خانم مرحوم صدر درب را بر روى او مىگشايد و چون خانم تهرانى با يك زن معمولى از نظر سر و وضع و لباس مواجه مىشود ، به گمان اينكه ايشان خدمتكار است ، از او سراغ خانم را مىگيرد . خانم كه متوجه اين قضيه مىشود خجالت مىكشد بگويد من خودم هستم ، اظهار مىدارد كه خانم تشريف ندارد . مرحوم آيت‌الله صدر كه ظهر به اندرونى مراجعت مىكنند ، مىبينند كه خانم ناراحت است وقتى از جريان با خبر مىشوند ، مىفرمايند : تو راست گفتى ، خانم نيستى ، خانم آن بانويى بود كه چادرش دو وصله داشت ، آن هم با ليف خرما ، خانم آن زنى بود كه پيراهن عروسيش را به فقير داد و با لباس كهنه به خانه شوهر قدم گذاشت و خانم ، آن كسى بود كه در خانه شوهر ، بچه در دامن و دست بر آسيا ، در اثر خستگى زياد خوابش برده بود . بله ، خانم يعنى فاطمه زهرا عليهاسلام بله ، خانم اوست كه وقتى پدر گرامىاش ، رسول‌خدا ( ص ) ، كارها را بين او و همسرش