مىشود . خانمى كه لاابالى است وحجاب خود را حفظ نمىكند ، در نظر مردم ، زن بىبند وبارى است . شخصى كه ربا مىخورد درجامعه به عنوان رباخوار و پست مطرح مىشود .
گناه اين دسته از مردم به خودشان بر مىگردد و عكس العمل زيادى ندارد ، اما گروهى هستند كه گناهانشان تنها به خودشان مربوط نيست و مردم تنها به خود آنان بدبين نمىشوند ؛ بلكه اين گروه باعث منفورشدن يك جمعيت مىشوند ؛ مثلًا اگر يك روحانى بد باشد ، همه را به سوى بدى مىكشاند : « اذا فسد العالم فسد العالم » عكسش نيز همين طور است . يعنى اگر يك روحانى خوب باشد در گسترش خوبىها موثر است و مردم را به روحانيت خوشبين مىكند .
مديران و كاركنان اداره هم اين گونه هستند ؛ يعنى رئيس يك اداره يا معاونش و يا بالاخره هر كارمندى كه داراى ارباب رجوع است اگر بد باشند و با ارباب رجوع با خشونت و تكبر برخورد كنند ، مردم اين بدى را به حساب خود آنان نمىگذارند ، بلكه به حساب انقلاب مىگذارند و اين جا است كه گناه بسيار بزرگ مىشود ، كارمند و مديرى كه مىتواند در عرض چند دقيقه كار انسان گرفتارى را انجام دهد ونمىكند گناه بسيار بزرگى را مرتكب شده است .
در روايات آمده است : امام صادق ( ع ) شيعيان را در منى نصيحت مىكرد ، فرمود : « اى شيعيان ما ! اين قدر دل پيغمبر را نشكنيد ، و ما را اذيت نكنيد » در اين ميان يكى از شيعيان بسيار تعجب كرد و از جا برخاست و عرض كرد : يا بن رسول الله ، ما كى دل پيغمبر را شكستيم ، كى شما را آزرديم ؟
امام ( ع ) فرمودند : مگر تو نبودى كه ديروز بر مركب سوار بودى و شخصى بين راه مانده بود و گفت : من خستهام مرا نيز سوار كن و
اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 90
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٩٠