تو بىاعتنا ردّ شدى و با اين كارت دل پيغمبر را شكستى !
و اما آن گناهى كه از اين هم بزرگتر است اين كه كار شما به نام انقلاب تمام مىشود وباعث بدبينى مردم به نظام اسلامى مىشود و نتيجه آن ، اين است كه ايمان مردم به اسلام و انقلاب سست مىشود . اين وضع ممكن است عدهاى را به كفر بكشاند ؛ يعنى به گونهاى با آنان برخورد شودكه آرزوى حكومت طاغوت را كنندو بگويند زمان شاه بهتر از الآن بود ! و اين واقعاً كفر است و گناه تمام آنان به گردن كسى است كهمردم را به نحوى ناراحت كرده و دل آنان را شكسته است . بسيار تاسف انگيز است كه امروز عدهاى مردم را به نحوى و به گونهاى به انقلاب بدبين مىسازندو باعث مىشوند كه اعتقاد مردم به روحانيت وانقلاب سست شود و پشت سر آنان حرف بزنند .
شقرانى ( كه از اولاد شقران غلام رسول خدا ( ص ) است ) مردى شراب خوار بود ، روزى بر در منصور دوانيقى ايستاده بود تا كمكى بگيرد . در اين حين ديد كه امام صادق ( ع ) از خانه منصور بيرون مىآيد و امام وى را مىشناخت ، شقرانى نزد حضرت آمدو از وى كمك خواست ، امام ( ع ) به شقرانى احترام كرده و براى انجام كار او به خانه منصور بازگشت خواسته او را براى منصور بازگو نمود و عطاى او را گرفته و آورد درآستين شقرانى نهاد ، سپس فرمود :
يا شقران ؛ ان الحسن من كل احد حسن و انه منك احسن ؛ لمكانك منا ، وان القبيح من كل احد قبيح و هو منك اقبح ؛ لمكانك منا ؛ « 1 »
اى شقرانى ، كار خوب از هر كسى خوب است و از تو خوبتر است ، زيرا كه تو ، به ما منسوبى و كار بد از هر كسى بد است و از تو بدتر است ،
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 205 .