پيغمبر ( ص ) وقتى اين زمينه را احساس كرد اين جمله معجزهآميز را به او فرمود :
اى عدى ! تو پسر حاتم طائى و مرد با جرأتى هستى . عشريه و ماليات گرفتن از مردم در دين تو - كه نصرانى هستى - حرام است وخودت مىدانى كه به خاطر رياستت ادعا مىكنى كه : « من بتپرستم » !
عدى مىگويد : اين مطلب را هيچ كس نمىدانست جز خودم و تا اين جمله را شنيدم مسلمان شدم . اين جا بود كه پيامبر به من فرمودند : عدى ! اوضاع كنونى مسملان و مدينه را در نظر نگير ، طولى نمىكشد كه اسلام بر ايران ، روم ، شام و عراق مسلط شود و مسلمانان سرفراز مىگردند .
شاهد بحث ، جمله اول است كه در مورد سعه صدر پيامبر بود ، سعه صدر آن بزرگوار به حدى است كه قرآن منت بر سرش مىگذارد و مىفرمايد :
« الم نشرح لك صدرك » « 1 » اى پيامبرآيا براى تو سينهات را نگشادهايم .
برافروخته شدن پيامبر از توهين به مسلمان
« لعله يزكي او يذكر فتنفعه الذكري »
« 2 » چهره در هم كشيد و روى گردانيد كه آن مرد نابينا پيش او آمد و تو چه مىدانى شايد او به پاكى گرايد يا پند پذيرد و اندرز ، سودش دهد .
شأن نزول اين آيات آن است كه : شخص ثروتمندى خدمت پيامبر نشسته بود و با حضرت صحبت مىكرد ، در همين هنگام مرد فقير و
هامش
( 1 ) - انشراح ( 94 ) آيه 1 .
( 2 ) - عبس ( 80 ) آيه 3 - 4 .