يعنى چگونگى خلقت انسان به اندازه اى عالى و والاست كه مىتواند مظهر اسماء و صفات حق شود . ملائك وقتى اين مظهر را ديدند ، به اشتباه خود اقرار كردند و گفتند : خدايا ! اشتباه كرديم . تو مى دانى و ما نمى دانيم .
همين دو ، سه آيه ى سوره ى بقره كه در آن خداوند داستان آدم را مى گويد ، به انسان به اندازه اى شخصيّت مىدهد كه بالاتر از آن فرض نمى شود . پروردگار عالم علاوه بر اينكه انسان را مظهر اسماء و صفات خود معرّفى مىكند ، او را خليفه ى خود نيز قرار مىدهد .
از اين دو آيه ى شريفه روشن مىشود كه انسان كيست و چه شخصيّتى دارد . انسان كيست ؟ آنكه مسجود ملائك است و قبله ى ايشان و كسى است كه روح خدا در او دميده شد . روح خدا چيست ؟ من نمى دانم و بالاتر از من هم نمى داند ؛ حتّى قرآن شريف نيز در پاسخ به اين سئوال مى فرمايد :
وَ يَسئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن أَمرِ رَبّىِ وَ مَا أُوتِيتُم مِّنَ العِلمِ إِلَّا قَلِيلًا ( اسراء ، آيه ى 58 )
به اينها بگو : شما حقيقت روح را نمى توانيد درك كنيد . همين اندازه بدانيد كه روح كار خدا است . روح شباهت كاملى به پروردگار عالم دارد . همانطور كه خداوند خالق است ، روح من و شما نيز خالق است ، به اين
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٩٢