مقابل اوامر شرع مطيع باشد و به آنها اهميّت دهد .
دوم اجتناب از گناه است . يعنى دورى جُستن از تمام منهياتى كه در شرع آمده است . گناه آتشى است كه ايمان را هر چند رسوخ كرده رد قلب باشد از ريشه مى سوزاند و قساوت قلب در پى دارد ، بنابراين بايد شديداً از آن پرهيز كرد .
سوم بجاى آوردن مستحبّات است . معلمين بايد مستحبّات دينى را تا اندازه اى كه كار و زندگى ايشان فدا نشود بر پا دارند . در اين ارتباط اهتمام در خدمت به خلق خدا كه از والاترين مستحبّات است جايگاه ويژه اى دارد . البته بايد توجه داشت كه شغل معلّمى اساساً در بردارنده ى چنين حالتى در خود است .
اهتمام به نماز شب همچنين شركت در مجالس مذهبى و توسّل به پيشگاه مبارك ائمه ى طاهرين ( ع ) كه وسايط فيوضات الهى هستند ، از نكات مهمّى است كه رعايت آنها لازم است .
خلاصه ى مطلب آنكه نيروهاى ذكر شده و خصوصاً ايمان را بايد در جهت سازندگى اجتماع به كار گرفت . معلمين عزيز مواظب باشند كه در عمل سختگير ، سرزنشگر ، پشت سر گو و بى تفاوت نباشند و مهمتر از همه اينكه با زبان خوش ديگران را ارشاد كنند ، با زبان تلطّف و مهربانى و با استدلالى كه در خور فهم مخاطب باشد .
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٤٨