الف - ايمان لسانى : ايمانى است كه در دل رسوخ نكرده است . در سوره ى حج خداوند مى فرمايد :
بعضى از مردم خداوند را به زبان مى پرستند ، لذا هر گاه خير و نعمتى به آنها برسد اطمينان خاطر پيدا مى كنند و اگر فتنه اى به آنها برسد از خداوند روگردان مى شوند . روشن است كه چنين ايمانى نمى تواند انسان را در برابر غرايز كنترل كند . چنين انسانى مصداق همان افرادى است كه در مواقعى كه خيرى به آنان برسد سركشى مى نمايند و اگر هم شرّى به آنان رسيد ، جزع و بى قرارى خواهند كرد ، چرا كه موجوداتى حريص و بى صبرند .
ب - ايمان برهانى : اين ايمان از راه برهان در عقل انسان رسوخ مىكند و با گرفتن شكّ از عقل ، او را قانع مى سازد . اگر چه اين مرتبه از ايمان فراتر از ايمان لسانى است ولى قادر به كنترل غرايز نيست . چه بسيار افرادى وجود دارند كه در اثبات معاد دلايل محكمى ارائه مى كنند ولى در زندگى آنها گناه وجود دارد ، از آن رو كه نفس امّاره را مهار نكرده اند و هر چند با دلايل فراوان به اثبات خداوند مى پردازند ، در عين حال نافرمانى او را مى كنند .
ج - ايمان قلبى : چنين حالتى ، ايمانى عاطفى و يقينى است كه در دل رسوخ كرده است و انسان ، خدا و معاد را از قلب و جان باور كرده است . مؤمن در اين موقعيّت به مرحله اى رسيده است كه خداوند را از رگ گردن به خود نزديكتر احساس مىكند . امام سجاد ( ع ) در دعاى ابوحمزه مى فرمايد :
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٤٥