تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
شكايتى را پيش آن حضرت مطرح كردند . يكى از برادرها گفت : برادر من نود و نه گوسفند دارد و من تنها يكى و اينك برادر من قصد دارد كه اين يك گوسفند را هم از من بگيرد تا او صد گوسفند داشته باشد و من هيچ . شنيدن اين جمله گويا موجب گُل كردن عاطفه ى حضرت داود شد ، لذا فرمود : آن برادر به تو ظلم مىكند . مشخّص است كه اين اظهار نظر مخالف مقام شامخ حضرت داود است چرا كه مى بايست از شاكى تقاضاى شاهد براى ادّعايش مى كرد و بر درستى يا نادرستى اظهارات او اطّلاع كافى مى يافت ، از اين رو قرآن كريم مى فرمايد : ما داود را امتحان كرديم . بعد هم حضرت داود پشيمان شد . قضيّه ى فوق كه در قرآن آمد براى اين منظور است كه نشان دهد اگر انسان عاطفه نداشته باشد به جايى مى رسد كه مايل است همه چيز متعلّق به او باشد و ديگران بى چيز باشند . طبع انسان يعنى طبع غريزى او حبّ به مال است . در مابقى غرايز نيز به همين شكل ، يعنى اگر - العياذ بالله - انسان شهوتران شد كارش مى رسد به آنجا كه خواهان حرمسرا است و اگر جاه طلب شد ، به دنبال رياست كل جهان است و در مقابل ، ديگران چيزى نداشته باشند . اگر غرايز انسان توفانى شود تا آن مرحله پيش مى رود كه با گناه و بى گناه و كوچك و بزرگ فرقى براى او ندارد و به فرموده ى قرآن كريم ، طبع انسان طورى است كه اگر بيفتد در مسير ضلالت ، ديگر نه چشم حقيقت بين دارد و نه گوش