يك آقا اگر وجدان اخلاقى داشته باشد در خانه هم رئوف و مهربان است . اين پرخاشگرى كه گاهى در خانه ديده مىشود ، براى اين است كه وجدان اخلاقى كار نمى كند . اين خانم كه زحمت فراوانى در خانه متحمّل است و خانه دارى و بچّه دارى نيز كارى مشكل ، بايد از او تشكّر شود نه نسبت به او پرخاشگرى گردد .
جمله اى را از يكى از مراجع بزرگ نقل مى كنند كه جمله ى خوبى است . مى گويند ضياء السلطنه دختر فتحعلى شاه ، براى اينكه اصلًا در داخل دستگاه پدرش نباشد ، ترك وطن كرد و به كربلا رفت و آنجا مجاور شد . از آنجا كه شاهزاده بود ، از نظر مالى در وضع عالى قرار داشت و داراى جوانى و جمال نيز بود . ضياء السّلطنه قاصدى فرستاد پيش اين آقا كه پيرمردى است اهل علم ، و از نظر تقوا و انسانيّت و الا . پيغام داد كه : آقا ! بى سرپرستم ، دلم مى خواهد دست شما روى سر من باشد و شما مرا به همسرى قبول كنيد . ايشان نپذيرفتند و به قاصد گفتند : سلام مرا به ضياء السّلطنه برسانيد و بگوئيد من به درد ايشان نمى خورم و او نيز به درد من . من پيرم و او جوان ، من فقير و او متموّل . روز بعد دوباره از سوى ضياء السّلطنه قاصد آمد و گفت كه آقا ! من از شما پول نمى خواهم و علاوه بر آن خانه ى شما را هم اداره مى كنم و نمى خواهم هوو و هووگرى و امثال اين مسائل هم باشد . به جمله اى كه آن عالم متّقى در پاسخ به ضياء السّلطنه مى گويد توجّه كنيد كه
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٨٩