زمانى كه آقا امام حسين جلو آمدند ، زمانى بود كه قاتل قاسم بر روى سينه اش نشسته بود و مى خواست سرش را از تن جدا كند . پس جنگ مغلوبه شد و معلوم است كه در اين ميان پيكر حضرت قاسم زير سم اسبان قرار گرفت . لذا بعضى از مقاتل جمله اى از حضرت قاسم نقل مى كنند كه گفت : عمو جان به خدا استخوانهاى سينه ام در هم شكست و زير سم ستوران له شدم . امام حسين عليه السلام پس از اينكه توانست لشكر را متفرق كند ، بالاى سر قاسم نشست . جمله اى را گفت كه بالاى سر على اكبرش نيز بيان نداشت . فرمود : قاسم جان برايم بسيار سخت و مشكل است وقتى آمدم كه نمى توانم به فريادت برسم ، وقتى آمدم كه فرق شكافته و بدن پاره پاره ات را مى بينم ، وقتى آمدم كه بدنت پر از زخم سم ستوران است و من چاره اى ندارم جز اينكه بالاى سر تو گريه كنم .
بسوى حق (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٩٣