يعنى اگر در حق كسى خوبى كردى بر او منت نگذار كه در اين صورت عملت باطل مىشود و اگر كار خوبى انجام دادى مواظب باش رياكارانه و متظاهرانه نباشد . يعنى آن را به رخ ديگران نكش . زيرا گناه كار نيكى كه از روى ريا انجام شود به اندازه ى گناه در سر حد كفر است و مانند كسى است كه ايمان به خدا و روز قيامت ندارد . يكى از مصاديق اين راه وسواس بوده و مصداق كامل آيه شرفه ، آدم وسواسى است .
وسواس ، نفوذ شيطان از راه دين
كسى كه وسواس دارد گرفتار شيطان است ، منتهى اين گرفتارى به اسم دين مى باشد . در اين مورد شيطان نتوانسته فى المثل خانم را به بى عفتى بكشاند ، بنابراين به وسواس كشانده و اين گناه اگر بالاتر از بى عفتى نباشد كمتر از آن نخواهد بود . همچنين در جايى كه شيطان نتوانسته فرد را به غيبت ، زخم زبان ، ناسازگارى در خانه يا غش در معامله وادارد و به جهنم ببرد ، از راه وسواس آمده و او را مهار مىكند . لذا اغلب مشاهده مى گردد كه ما طلاب بيشتر از اقشار ديگر دچار وسواس مى شويم .
به عنوان مثال فردى را در نظر آوريد كه وقتى در نماز به ولاالضالين مى رسد چندين بار مى گويد والض ، والض ، والض و يا زمانى كه مى خواهد الله اكبر بگويد چندين بار ال ، ال ، ال را تكرار مىكند .
اين فرد در واقع نمازش باطل شده ، در حالى كه مى پندارد كار درستى انجام مىدهد . يكى از مراجع بزرگ تعريف مى كرد بزرگى را ديدم كه سر حوض مدرسه فيضيه وضو مى گرفت ، اما اين كار را با وسواس انجام مى داد . از او پرسيدم : اگر عوام وضو گرفتن به اين نحو را از تو ياد بگيرند روز قيامت چه جوابى مى دهى ؟ خوشبختانه اين سئوال در