تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
است . تا چشمم به آقا افتاد ، زيارت جامعه را مدّاح‌وار برايش خواندم . آقا فرمود : جلو بيا . من جلو رفتم . دست روى شانه من گذاشت و فرمود : « نِعْمَ الزِّيارَة هذِه » اين زيارت ، خوب زيارتى است . مىگويد : عالم كشف و شهود تمام شد . فهميدم كه اگر لياقت مىخواهم بايد از راهش بروم و راهش فعلًا حضرت مهدى روحى فداه است . مىگويد : پاى پياده از نجف رفتم به سامرّا . غسل كردم و وارد حرم مطهر عسكريّين ( ع ) شدم . ديدم آقا امام زمان « عجّل الله تعالى فرجه » آنجا است . تا چشم من به آقا افتاد ، مدّاح‌وار زيارت جامعه را خطاب به ايشان خواندم : « السَّلامُ عَلَيْكُم يا اهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّة وَ مَوْضِعَ الرِّسالَة وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَة و مَهْبِطَ الْوَحْيوَ مَعْدِنَ الرَّحْمَة وَ خُزّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَيالْحِلْمِ وَ اصُولَ الْكَرَمِ . . . » . معلوم مىشود اين زيارت را حفظ بوده است . زيارت خوبى است . تمام معارف دِقّى شيعه در اين زيارت هست . هر چه شيعه دارد . در اين زيارت هست . شيعه اسرارى دارد جز شيعه و سرپرستان شيعه كسى نمىداند . اين اسرار در زيارت جامعه آمده است . مىفرمايد : وقتى زيارت را خواندم آقا فرمودند : بيا جلو . من به طرف آقا رفتم . اما ابهّت آقا مرا گرفت . يك قدم مىرفتم و مىايستادم . آقا فرمودند : بيا . من رفتم . آقا دست روى شانه من گذاشت و چشم در چشم من دوخت و فرمود : « نِعْمَ الزِّيارَة هذِه » اين زيارت زيارت خوبى
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 325 | الشيخ حسين المظاهري