نكشيد كه به قافله رسيدم . قافله از اول شب تا صبح حركت كرده بود ولى من در مدّت چند دقيقه به قافله رسيدم . ديدم قافله به منزل رسيده است و دارند پياده مىشوند .
اينجور قضايا به ما مىگويد گرفتارها ! درماندهها ! به جاى اينكه ناشكرى كنيد ، به جاى اينكه نق بزنيد ، به جاى اينكه العَياذ بالله غيبت كنيد ، تهمت بزنيد ، گله كنيد و به خدا كفر بگوييد ، به جاى اينكه شب خوابتان نبرد ، به جاى همه اينها ، به آن كسانى كه به يك گوشه چشمى مىتوانند يك نفر را در يك آن چندين فرسخ جابه جا كنند و خستگى را از تن او ببرند ، توسّل پيدا كنيد . اينطور قضايا به ما مىگويد ما بايد به فكر امام زمان ( ع ) باشيم .
كسى خدمت حضرت ولى عصر ( ع ) رسيده بود . آقا گله كرده بودند كه شيعيان ما ، ما را فراموش كردهاند . چرا به ياد ما نيستند ؟ چرا از ما كمك نمىخواهند ؟
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند ، خوب مىتوانند يك گوشه چشمى هم به ما كنند و كارها را اصلاح كنند .
علّامه مجلسى ( ره ) يكى از علماى بزرگ اسلام است . اين علّامه دو نفرند ، يكى پدر و يكى پسر . پدر از پسر بهتر و پسر از پدر بهتر . مخصوصاً پدر اهل سير و سلوك بوده است . شرحى دارد بر « مَنْ لا يَحْضُرُهُ الْفَقيه » به نام « روضة المتّقين » در چهارده جلد بسيار عالى نوشته است . فقيهى ارزشمند و عارفى كامل بود . اهل عرفان و سير و
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٢٣