تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
صاحب مسجد به بهلول گفت : چرا اين كار را كردى ؟ بهلول گفت : تو مسجد را براى خدا ساختى ، حالا به اسم تو باشد يا اسم ديگرى ، چه فرقى مىكند ؟ گفت من زحمت كشيدم ، من اين مسجد را ساختم ، حالا به نام ديگرى تمام شود ؟ رفت نام بهلول را پاك كرد و نام خودش را نوشت . بهلول گفت ، معلوم مىشود كه براى خدا مسجد نساختى . ائمه طاهرين ( ع ) به خصوص حضرت امير ( ع ) در دل شب مىرفتند در خانه فقرا و صدقه مىدادند . كسى هم آنها را نمىشناخت تا بعد از شهادت آنها . شب بيستم ماه رمضان وقتى كه على ( ع ) در بستر بود ، فهميدند آن كسى كه نان و خرما براى فقرا مىبرد چه كسى بوده است . راوى مىگويد هنگام شب در مدينه راه مىرفتم . كسى جلو من به زمين خورد و آنچه را در دست داشت روى زمين پخش شد . رفتم جلو ديدم امام صادق ( ع ) است . نانها را جمع كردم و به آقا عرض كردم : اجازه بده تا من به دوش بگيرم . فرمود : نه ، خودم بايد به دوش بگيرم . فهميدم كه به طور ناشناس اين نان را به خانه فقرا و ضعفا مىبرند . همه ائمّه ( ع ) اين گونه بوده‌اند . خلاصه اين كه : آقا ! خانم ! مواظب باش كه در زندگى شما ريا و تظاهر نباشد ! مواظب باشيد كه ريا و تظاهر شما را جهنّمى نكند ! مواظب باشيد كه بالاترين حسرت را در روز قيامت ، ريا و تظاهر براى شما مىآورد !