مىكنيم كه عالم زنده است ؛ عالم شعور دارد . اگر ما سميع و بصير و به هوش باشيم ، متوجّه مىشويم كه در و ديوار هوشيار است ؛ توجّه مىكنيم كه زمان و مكان زنده است .
اين گونه چيزها را علم هم نمىتواند اثبات بكند ؛ حتّى علم فلسفه و عرفان نمىتواند به ما بگويد كه مثلًا ماه مبارك رمضان زنده است يعنى چه ؛ اين زمينى كه روى آن نشستهايم هوشيار است يعنى چه ؛ اين ستونها ، اين سقف ، اين بلندگوى مقابل من ، اين لامپهاى بالا سر من و بالاخره همه اين عالم شعور دارند به چه معنا است . علم نمىتواند اثبات كند ، اما قرآن مىفرمايد :
( وَ انْ مِنْ شَىءٍ الّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ ) « 1 » چيزى در اين عالم وجود نيست جز اينكه شعور دارد تسبيح خدا مىكند . صداى « سبحان الله » و « الله اكبر » از عالم وجود بلند است .
قرآن مىفرمايد :
آن كه گوش دل دارد مىفهمد كه عالم با او همصدا است . حضرت داوود گوشِ دل داشت ؛ لذا وقتى كه « زبور » مىخواند صداى همه عالم
هامش
( 1 ) . سوره ى اسراء ، آيه ى 44 . ترجمه : « هيچ چيزى ( در عالم هستى ) نيست مگر آنكه به حمد خدا تسبيح مىگويند و لكن شما تسبيح گفتن آنها را درك نمىكنيد . »