آنمردى كه لياقت همه چيز را داشت . آن مردى كه در سياست ، در علم ، در درايت ، بسيار بالا بود . آن مردى كه راستى يك فرد فوقالعاده بود . مردى كه امام ( قدس سره ) براى شهادتش گريه نمىكردند براى مظلوميّتش گريه مىكردند . يعنى اينقدر مظلوم واقع شده بود كه حضرت امام « رضوانالله تعالى عليه » مىفرمودند : من دلم براى مظلوميّت دكتر بهشتى مىسوزد . شهادت هفتاد و دو تن در حزب جمهورى اسلامى ؛ اينها از باب نمونه است . اين قضّيه سوء ظنّ در ميان مردم فراوان است . مخصوصاً در ميان مردهاى خشك مقدّس نادان . يعنى مثلًا با خانمش دارد مىرود و خانمش نگاه به مغازه مىكند ؛ يك دفعه به ذهنش مىآيد كه خانمش به نامحرم نگاه كرده . همين ، يك خارى در ذهن و روحش مىشود . همينجا مىگويد معلوم مىشود خانم من آن عفّت را ندارد . براى اينكه چشمچرانى مىكند . اين خار مرتّب صدمه مىزند و شيطان هم مرتّب دامن به آتش مىزند . يك دفعه مىرسد به آنجائى كه همين سوء ظنّ كمكم به يقين تبديل مىشود و يقين پيدا مىكند كه خانمش بىعفّت است ؛ و بعد هم منجر به طلاق مىشود . يا اينكه شوهر خانم يكى دو ساعت دير مىآيد . اين دير آمدن باعث مىشود كه حسادتش گل مىكند . اينجا ديگر غيرت يا خشك مقدّسى هم نيست ؛ و همين خارى مىشود در روح اين خانم . وقتى شوهر مىآيد ، اگر خانم پرخاشگر باشد ، پرخاشگرى شروع مىشود ؛ كه گناهش به اندازهاى است كه زن پرخاشگر اگر بدون توبه از دنيا برود ، با زبان در جهنم
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٨٩