دختر عفيف را ، دختر با شرافت را ، به ذلّت مىكشاند .
مسأله عشق ، مسألهاى بسيار حسّاس و بسيار خطرناك است . همهوهمه مخصوصاً جوانها بايد مواظب اين گونه مسائل باشند كه معمولًا از چشمچرانىها و شهوت سرچشمه
مىگيرد . معمولًا عشقهاى مجازى ريشه شهوت جنسى دارد و از صحبت كردن زن با مرد ، از نشست و برخاست دو جوان با يكديگر و نگاههاى شهوتآميز به يكديگر ، كم كم اين حالت براى او پيدا مىشود ؛ روز به روز ، نظير همان وسواسى ، روبه تزايد مىرود ؛ و بعضى اوقات به جاهاى باريكى مىرسد . مثلًا يك دختر معمولى يا يك پسر معمولى است امّا به اندازهاى در چشم اين زيبا مىآيد كه زيبائى مثل او پيدا نمىشود ! حرف زدنش معمولى است ، امّا به اندازهاى در گوش او زيبا مىآيد كه نظير اين حرف در نظرش اصلًا پيدا نمىشود ! راه رفتنش ، نشستنش ، خوردنش ، با فرضى كه بد است يا معمولى ، اما در چشم و ذهن اين بسيار جلوه دارد . بسيار جاذبه دارد .
چيزى كه بايد توجّه بدهم به جوانها اين است كه اگر اين حالت براى كسى پيدا شد و به دنبال آن ازدواج عشقى پيش آمد ، نود درصد منجر به طلاق مىشود ؛ و اگر منجر به طلاق نشود از همديگر نفرت پيدا مىكنند . يعنى عشق معمولًا عكسالعمل دارد . وقتى كه به همديگر رسيدند عكسالعملش يك حالت نفرتى است كه در عاشق و معشوق پيدا مىشود . بعد از يك سال ، از ازدواجش پشيمان مىشود ؛ يا طلاق يا
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧١