باف مىكند ؛ و به قول قرآن شريف ، در خود مىتَنَد تا خفه شود ؛ تا روزى فرا رسد كه ببيند عاقبت او خير نشده و به آمال و آرزوهايش هم نرسيده است .
قرآن شريف در اين باره به اندازهاى داغ صحبت كرده است كه به پيغمبر اكرم ( ص ) خطاب مىكند : يا رسول الله ! اين آدمهاى اينطورى را رها كن تا در آرزوهاى خود بچرند تا دم مرگ معلوم شود چه بدبختيها دارند :
( ذَرْهُمْ يَأكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْامَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) « 1 » رهايشان كن . آدمهاى اينطورى را نمىشود هدايتشان كنى . بگذار در عقيده خرافى خودشان ، در آمال و آرزوهايشان بتنند ، و آمال و آرزو مشغولشان كند ، تا ناگهان چشمها را باز كنند و ببينند دم مرگ هستند .
در جاى ديگر ، قرآن شريف زنگ خطر مىزند ؛ و زنگ خطرش از اين مهمتر است . مىفرمايد در روز قيامت مؤمنين نور دارند . نماز و روزه و وضو و غسل آنها ، خدمت به خلق آنها ، عبادات آنها ، همه برايشان نور مىشود . با اين نور به بهشت مىروند . اما كسانى كه در آمال و آرزوهاى خود سرگردان بودند و فكر آخرت نبودند ، در ظلمتند و نورى ندارند . اينها كه نور ندارند به آنها كه نور دارند مىگويند كه صبر
هامش
( 1 ) . سوره ى حجر ، آيه ى 3 .