تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
اعتقادات خودشان را بر امام زمانشان عرضه مىكردند . همين حضرت عبدالعظيم حسنى در شهر رى ، كه از علماى بزرگ بود ؛ و روايت داريم اگر كسى زيارت كند مرقد مطهّر ايشان را مثل اين است كه امام حسين ( ع ) را زيات كرده باشد ؛ آمد خدمت امام هادى ( ع ) گفت : يابن رسول الله مىخواهم عقايد خود را بر شما عرضه بدارم . گفت خدا را قبول دارم ؛ صفاتش اينجور است . نبوّت را قبول دارم . قرآن و امامت و . . . تا آخر . و حضرت هادى ( ع ) تمام اعتقادات ايشان را پسنديدند و فرمودند « هذا دينى و دين آبائى » اين دين من و اجداد من است . خوب دينى دارى . وقتى شما يك خانه مىخواهيد بخريد ، اين معمار را مىبريد ، آن معمار را مىبريد . اين رفيق و آن رفيق را مىبريد تا اينكه نكند گول بخوريد . حالا مىخواهى يك چيزى را عقيده خود كنى ، نبايد دنبال خبره به روى ؟ خود كه نمىتوانى انتخاب كنى . تويى كه سر از ساختمان در نمىآورى ، اگر بخواهى بدون مشورت خانه بخرى ، اگر گول بخورى مردم تو را ملامت مىكنند . معلوم است اگر سر خودى عقيده‌اى را انتخاب كنى ، بدون اينكه به متخصّصش بگوئى ، اگر بد از كار درآمد تو را ملامت خواهند كرد . بلكه اصلًا به قاعده تجرّى ، مطلقاً تو را ملامت مىكنند ، حتّى اگر صحيح باشد . نمىشود كه انسان خود اهل خبره نباشد و چيزى را انتخاب بكند . اگر سياست است بايد به عالم در سياست ، اگر مربوط به اجتماع است ، افرادى كه عالم به اجتماع
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 125 | الشيخ حسين المظاهري