تكذيب مىكردند ، وقتى به تاريخ انبياء ( ع ) نظر مىافكنيم مىيابيم كه هر پيغمبرى كه از طرف خدا مبعوث مىشد ، اولين دستهاى كه اطراف او جمع مىشدند مستعضفين بودهاند و كاخنشينها و مستكبران براى بهانه ، مىگفتند كه بايد اين پا برهنهها و ضعفاء و رعيتها از اطراف پيغمبر ( ص ) كنار بروند تا ما به سوى او بيائيم .
قرآن در سوره ى سبأ نيز مىفرمايد :
وَ ما ارسَلنا في قَريَةٍ مِن نَذيرٍ ، الّا قالَ مُترَفُوها انّا بِما ارسِلتُم بِهِ كافِرُونَ ( سبأ 34 )
ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر آنكه ثروتمندان عياش آن ديار به رسولان گفتند ما به رسالت شما كافريم و هيچ ايمان و عقيده به شما نداريم .
لذا اين حالت اتراف ، انسان را غرق در شهوات و امور دنيوى مىكند كه نهايتاً منجر به طغيان و تكذيب انبياء مىشود .
انَّ الإِنس انلَيَطغي ان رَاهُ استَغني ( علق 6 )
وقتى انسان خود را بىنياز مىبيند خود را گم مىكند و طغيان و سركشى مىورزد .
لذا بايد مواظب باشيم كه خود را از خداوند بىنياز نبينيم و الا سركشى و طغيان خواهيم كرد و نتيجهاش هم جهنم است - ملتى كه عياش و بىبند و بار باشد مسلماً شكست خواهد خورد .
وَ اذا ارَدنا ان نُهلِكَ قَريَةً امَرنا مُترَفيها فَفَسَقُوا فيها فَحَقَّ عَلَيهَا القَولُ فَدَمَّرناها تَدميراً ( اسراء 16 )
ما چون بخواهيم كه اهل ديارى را هلاك سازيم ، پيشوايان و متنعمان آن شهر را امر مىكنيم ( به طاعت ليكن آنان ) راه فسق و تبه كارى و ظلم را پيش مىگيرند ( و مردم هم به راه آنها مىروند ) آنجا
جبهه و جهاد اكبر (فارسى) — صفحة 120
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٢٠