يك حال وسوسهگرى براى انسان پيدا مىشود . گاهى اين وسوسه مربوط به فكر است و گاهى مربوط به عمل . اگر مربوط به فكر بود يك افكار باطل مزخرفى بر او حكمفرما مىشود و اگر مربوط به عمل شد يك اعمال باطلى يك اعمال مزخرف و بيهودهاى از او سرمىزند . اولى وسوسهى فكرى و دارندهى آن وسواسى در فكر است . دومى وسوسهىعملى و دارندهى آن وسواسى در عمل است . و هر دو خيلى خطر دارد كه بايد بگوئيم از همه چيز خطرش بالاتر است . تسلط بر قوهى خيال انسان و ايجاد يك حالت وسوسه ، چه وسوسهى فكرى يا عملى ، از نظر امام صادق ( ع ) يك نوع ديوانگى است .
شخصى آمده بود خدمت امام صادق ( ع ) تعريف ديگرى را مىكرد ؛ خيلى تعريف كرد از جمله عقل او را هم تعريف كرد اما در ضمن گفت يابنرسولالله وسواسى هم هست . حضرت تبسم كردند يعنى تبسم مسخرهآميز يعنى تو تعريف او را كردى اينچه عاقلى است كه وسواسى است ؟ بعد فرمودند اين تابع شيطان است اگر هم از خودش بپرسند اين كارهاى تو شيطانى است يا رحمانى جواب مىدهد شيطانى است . و لذا از نظر روانشناسها ، از نظر امام صادق ( ع ) وسوسه چه در فكر چه در عمل يك قسم از جنون است .
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 393
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٩٣