واذ قالوا اللهم ان كان هذا هو الحق من عندك فامطر علينا حجاره من السماء او ائتنا لعذاب اليم .
« 1 » و گفتند خدايا اگر اين قرآن براستى بر حق و از جانب تست پس اينجا يا بر سرمان سنگى از آسمان ببار يا ما را بعذابى دردناك گرفتار ساز .
مفسرين گويند اين آيه آنگاه كه اميرالمومنين ( ع ) را پيغمبر ( ص ) منصوب به خلافت كرد يك عرب جلو آمده و گفت : يا رسول الله اين كار كه كردى ، خودت كردى يا با اجازه بود ؟ خدا كرد يا تو ؟ اگر خودت كردى قبول ندارم و اگر خدا گفته نمى توانم ببنم لذا از خدا بخواه كه سنگى بر سر من اصابت كند . انسان اين گونه است ! خدا نكند انسان غضب كند كه وقتى غضب كرد ديگر ديوانه است .
اياك والغضب فان اوله جنون و آخره ندم .
مواظب باش كه غضب تو را نگيرد كه ابتدايش ديوانگى و آخرش پشيمانى است .
بعضى اوقات انسان غضب مىكند و ديگر زن و زير دست و فرزند و اينها سرش نمى شود . خدا نكند انسان بى حيا باشد كه ديگرآبرو نمى شناسد . چه چيز مىتواند غضب اين انسان را فرونشاند ؟ صفت عقل براى اين انسان آيا مىتواند او رامالك اشتر كند ؟
دو قضيه از مالك اشتر نقل مى كنند . مى گويند وارد كوفه شد . 6000 لشگر همراه داشت . آنها را بيرون شهر گذاشت و وارد كوفه يا
هامش
( 1 ) 1 . سوره انفال ، آيه 32 .