تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
مىكند ، دليل بر اين است كه انسانيت منحط شده است ، و الا اگر انسان متخلق به اخلاق الله و خليفة الله باشد ، قانون لازم ندارد . لذا نكته دقيقى در قرآن است كه نشانگر احترام خداوند به شخصيت انسانهاست و آن كم بودن قانون در قرآن است قريب هفت هزار آيه در قرآن است ولى آنگونه كه فقهاى بزرگ نظير مقدس اردبيلى آيات الحكام نوشتند ، نتوانستند بيش از ششصد آيه در قرآن پيدا كنند كه ربط به قانون داشته باشد . اما بالعكس بيش از چهارهزار آيه مستقيم و غير مستقيم مربوط به انسانها و اخلاق آنان است و اين احترام بزرگى به انسانهاست . قرآن مى گويد : من كتابم براى تو ، كتاب قانون نيستم چرا كه نو انسانى ، اگر انسان شدى اصلًاقانون لازم ندارى . اگر جامعه اى نيازمند قانون شد ، پى ببريد كه انسانيت خدشه دار شده است . نقل مى كنند كه اسكندر ذوالقرنين وارد شهرى شد و چيزهايى كه نديده بود به چشمش خورد . ديد كه مغازه ها و خانه هاى آنان در ندارد ، و شب ها مغازه را رها كرده و به خانه مى روند . تعجب كرد كه مگراينجا دزد نيست ؟ چرا مغازه ها در ندارد ؟ چند روزى بطور مخفى در اين شهر رفت و آمد كرد و جز تلطف و مهربانى و ترحم نسبت به يكديگر از مردم اين شهر نديد . همه با هم برادرندو با يكديگر تعاون دارند وبالاخره بقول سعدى ديد همه اينها اجزاى يك عضوند و اگر عضوى به درد آورد و روزگار ، همه عضوها دردمندند . بقول امام صادق ( ع ) مسلمان آن است كه اگر بفهمد برادر مومنش دردى و حاجتى دارد ، شب خوابش نيايد . و يا به نص قرآن شريف : محمد رسول الله و الذين معه اشداء على الكفار رحماء