تا الان ، قانون داشته است . با نگرشى به تاريخ زندگى انسانها مى بينيم كه اين انسانها ، چه متمدن ، يا غير آن ، قوانينى براى خود داشته اند و اسلام نيز قانون دارد . اگر شما در فقه اسلام مطالعه كنيد مى بينيد كه بيشتر از نصف فقه ما قانون است . يعنى غير از كتابهاى عبادى مثل كتاب طهارت ، صلواه و حج ، ما بقى قانون است . لذا نصف بيشتر فقه كه به طور اعم به آن معاملات مى گوئيم قوانين اسلام استو قرآن شريف هم آنها را امضاء كرده و ميفرمايد : و لكم فى القصاص حيوه يا اولى الالباب « 1 » . كه اين قصاص اينجا از باب مثال است ، يعنى زندگى و اجتماع زنده در سايه داشتن قانون است .
در سوره انعام پس از ذكر قوانين مى فرمايد :
ان هذا صراطى مستقيماً فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله . « 2 » « 3 »
يعنى راه راست براى انسان همين است كه بايد قانون داشته و بدان عمل كند . لذا درباره اينكه انسان قانون داشته و لازم دارد ، اشكالى نيست . درباره اينكه قرآن قانون دارد بسيارى از روايات اهل بيت ( س ) درباره قانون است ، اشكالى نيست . به تجربه هم اثبات شده كه انسان نيازمند قانون است . شما فرض كنيد يك ساعت قانون راهنمايى در يكى از خيابانهاى قم نباشد ، چه تصادفات و بدبختيها پيش مى آيد . از اينجا پى مى بريم كه انسان اگر بخواهد زندگى اجتماعى كند ، محتاج قانون است . اما سخن در اين است
هامش
( 1 ) 1 . سوره بقره ، آيه 179 .
( 2 ) 2 . سوره انعام ، آيه 153 .
( 3 )