تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
كه آيا اين قانون با اين قدر و منزلتى كه قرآن و ائمه اطهار ( س ) براى آن قائل شده اند ، آيا مىتواند انسان را كنترل كند ؟ دردحال عادى بله ، تا زمانى كه غرائز بر انگيخته نشده و نفس اماره سركشى نكرده باشد ، قانون براى انسان خوب است . مخصوصاً اگر قانون خوب نظير قانون اسلام ومجرى خوب نظير پيغمبر و ائمه طاهرين ( س ) يا ولايت فقيه باشد . اما اگر غرائز طوفانى شد و اين اسب ، سركشى آغاز كرد و سيلى جارى شد ، آيا اين سدخاكى ( قانون ) مىتواند راه سيل را سد كند ؟ خير آنچه بايد متذكر شويم اين است كه قانون ، عالى است اما نارسائيهاى فراوان هم دارد .

نارسائيهاى قانون

نخستين نارسايى قانون اين است كه قانون با مقام شامخ انسان ساز گار نيست . قانون را معمولًا براى رفع تجاوز وضع مى كنند ، و انسان با مقام شامخش متجاوز نيست . قانون را براى رفع ظلم وضع مى كنند و انسان اگر انسان باشد ظالم نيست و اصولًااگر انسان در انسانيتش كامل شد قانون لازم ندارد . لذا جامعه شناسان مى گويند افزايش قانون دليل بر انحطاط اخلاقى انسانهاست . يعنى اگر قرآن شريف قانون وضع مىكند و مى فرمايد : ولا تقتلواو اولادكم من املاق « 1 » ( فرزندان خود را از بيم فقر نكشيد ) ، دليل بر اين است كه مردم زمان جاهليت بسيار گمراه بوده اند . بدان اندازه كه دختران خود را زنده زنده زير خاك دفن مى كردند . اگر قرآن مى فرمايد : لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و مابطن « 2 » « 3 » ، يعنى قانون براى فحشاى درون و برون وضع
هامش
( 1 ) 1 . سوره انعام ، آيه 151 . ( 2 ) 2 . سوره انعام ، آيه 151 . ( 3 )