آن به همديگر انتقاد كنند و نيز انتقاد يكديگر را با گشادهرويى بپذيرند . انتقاد و پذيرش انتقاد ديگران ، در پرتو سعهء صدر حاصل مىشود .
اگر كسى از نعمت شرح صدر برخوردار باشد ، با خوشرويى انتقاد ديگران را مىشنود و از اينكه ديگران عيب و نقص او را ديده و به او تذكّر مىدهند ، خوشحال مىشود و در صدد رفع عيب خود بر مىآيد . ولى افرادى كه سعهء صدر ندارند ، در پاسخ به انتقاد ديگران ، با برخوردى تند و همراه با عصبيت عيب خود را توجيه مىكنند و اين توجيه ، موجب مىشود كه خودشان نيز نقايص خود را نبينند و همهء كارهاى نادرست خود را درست و عالى تصوّر كنند . اين تصوّر ، آنان را به بيراهه مىكشاند و فرصت پيمودن طريق سعادت و سلامت را از آنها سلب مىنمايد .
اظهار فضل بى جا ، پاسخ به سؤالى كه از ديگران مىشود و خود را عالم و دانا جلوه دادن ، از نداشتن شرح صدر نشأت مىگيرد . استاد عالى مقام ما حضرت آيت الله العظمى بروجردى ( قدس سره ) از استاد خود ، مرحوم آيت الله العظمى سيد محمد باقر درچهاى ( قدس سره ) ، نقل مىكردند كه هر وقت مسألهاى از ايشان سئوال مىشد ، اگر مىدانست ، آهسته پاسخ مىداد و امّا اگر نمىدانست ، با كمال صراحت مىگفت : نمىدانم ؛ اين نشانهء شرح صدر است و سيرهء فقهاى وارسته معمولًا چنين بوده است .
كسى كه شرح صدر ندارد ، از وزانت كافى برخوردار نيست و نظير سنگ ريزهاى ، با هر لگدى به اين سو و آن سو پرتاب مىشود . در زندگى وقار و سنگينى ندارد و سبك سرى او سببساز گمراهى او خواهد شد .
( إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ) « 1 »
حقاً كه انسان حريص و كم طاقت آفريده شده ؛ چون او را ضرر رسد سخت بىتابى كند ، و چون خيرى به دو رسد بسيار بخيل و نابخشنده است .
هامش
( 1 ) . المعارج / 21 - 19