موجب ذلت دنيا و آخرت است . ولى اگر گناهى مرتكب شد ، لازم است فوراً توبه كند و از خداى رحمان و رحيم ، عذرخواهى نمايد و اجازه ندهد گناه براى او به صورت عادت درآيد . از گناه روى گناه بپرهيزد كه موجب بدبختى او مىشود . مواظب باشد در سرازيرى گناه واقع نشود ، زيرا در اين صورت نظير آدمى كه در اتومبيلِ ترمز بريده نشسته است ، به درهء شقاوت سقوط مىكند . و نهايتاً اگر گناه كرد و - العياذ بالله - گناه او تكرار شد و به صورت عادت درآمد ، بايد مراقب باشد ، آن گناه را توجيه نكند ، كه توجيه گناه انسان را مىرساند بدانجا كه نفس لوّامه را به نفس محسّنه مبدّل مىكند . و هر كار بدى را در نظر او ، به صورت يك امر نيكو جلوه مىدهد :
( قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالًا ، الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا ) « 1 »
وقتى چنين شد ، توفيق توبه از انسان سلب مىگردد . چون كسى گمان مىبرد كار نيك انجام داده است و اعمالش نزد خودش نيكو جلوه مىكند ، نيازى به توبه و انابه در خود احساس نمىكند . كسى توبه مىكند كه بفهمد مرتكب گناه شده است . بزرگترين مصيبتى كه نصيب انسان توجيهگر مىشود ، اين است كه بهتصوّر برخوردارى از بهترين و روشنترين پروندهء اعمال ، بدون توبه از دنيا مىرود .
گناه موجب سقوط آدمى است و مانع بزرگى براى سير انسان در منازل سير و سلوك محسوب مىشود . ائمهء هدى ( عليهم السلام ) نه تنها هيچ مبادرتى به گناه نداشتند ، بلكه فكر عصيان نيز به ذهن آن بزرگواران خطور نمىكرد و افزون بر اين ، گناه ديگران وجود نازنين آنان را به لرزه در مىآرود . آن ذوات مقدّس وقتى مشاهده مىنمودند كسى گناه مىكند ، متلاطم مىشدند و با گناهكار برخورد قاطع مىنمودند . شاهد اين مدّعا در
هامش
( 1 ) . الكهف / 104 - 103 : « بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم خبر دهيم ؟ آنها كسانى هستند كه سعيشان در زندگى دنيا گم و تباه شده است و خود گمان مىكنند كه كار نيكى انجام مىدهند . »