ماست ، ميان شما تقسيم كنم . هيچ مسلمان آزادى ، از حضورْ خوددارى نورزد ، عرب و عجم ، ثروتمند يا مستمند . « 1 » اين ، نخستين سخن امام ( ع ) بود كه برخى را خوش نيامد و كينه به دل گرفتند و تقسيم برابرِ ثروتها را نپسنديدند .
آغاز مخالفتها
فرداى آن روز ، مردم براى گرفتن سهم خود حاضر شدند . امام ( ع ) به ديواندار خود ، « عبيد اللّه بن ابى رافع » فرمودند : از مهاجران شروع كن و به هريك ، سه دينار بده ، سپس به انصار و بعد از آن تمام حاضران ، از عرب و عجم را دعوت كن و سهمشان را بپرداز .
افرادى مانند طلحه ، زبير ، عبداللّه بن عمر ، سعيد بن عاص ، مروان بن حكم از پذيرش اين تقسيم خوددارى كردند .
همچنان كه مردم ، در مسجد بودند ، طلحه و زبير وارد شدند و در گوشهاى دور تر از امام ( ع ) نشستند . سپس گروهى از قريش به آنان پيوستند و ساعتى با هم سخن گفتند .
پس از آن ، وليد بن عقبه برخاست و نزد امام ( ع ) آمد و از امام ( ع ) خواست تا از اموالى كه از زمان عثمان نزد آنان بود ، صرفنظر كنند ، و الّا همگى به شام نزد معاويه خواهند رفت .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 7 ، صص 36 و 37 .