ايشان طى خطبهاى خطاب به مردم فرمودند :
چون پيامبر خدا ( ص ) از دنيا رفت ، مردم ، ابوبكر را به خلافت رساندند . پس از آن ، ابوبكر ، عمر را به خلافت برگزيد . عمر هم به روش ابوبكر ، عمل كرد . آن گاه ، خلافت را در شوراى شش نفره قرار داد و نتيجهء امر ، به حكومت عثمان منتهى شد و از او كارهايى سر زد كه نزد شما ناپسند بود ، تا اين كه محاصره و كشته شد . سپس با رغبت نزد من آمديد و از من خواستيد كه رهبرى شما را بپذيرم . . . . من شما را بر روش پيامبرتان وا مىدارم و آن چه را بدان مأمورم ، در ميان شما به اجرا مىگذارم ، اگر پا به پايم استقامت ورزيد .
آگاه باشيد كه جايگاه من نسبت به پيامبرخدا ( ص ) پس از مرگش ، مانند جايگاه من در زمان حيات اوست . پس بر آن چه بدان امر مىشويد ، پاىبند باشيد و از آنچه از آن نهى مىشويد ، خوددارى ورزيد . در هيچ كارى شتاب مكنيد ، تا آن را برايتان روشن سازم . . . .
آگاه باشيد كه خداوند ، از فراز آسمان و عرش ، آگاه است كه حكومت بر امّت محمّد ( ص ) را خوش نمىداشتم تا اين كه رأى شما بر اين امر ، متّفق شد . . . . .
امّا اينك كه رأى شما بر حكومتِ من متعلّق شد ، مجالى براى
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٠