در فصل قبل بيان شد كه اميرالمؤمنين ( ع ) به شيوهء مردمسالارى دينى به خلافت رسيدند . اگرچه قبلًا از طرف خداوند متعال به اين عنوان منصوب شده بودند ، امّا مردم به دلايل بسيارى از جمله نادانى و بى تفاوتى ، بيست و پنج سال ايشان را خانهنشين كردند و بالأخره پس از ربع قرن با سر خوردگىِ تمام ، براى بيعت به درِ خانهء حضرت هجوم آوردند . امّا حضرت حاضر نبودند اين چنين خلافتى را بپذيرند ؛ چون خشت اوّل كج گذاشته شده بود و بيست و پنج سال ديوار خلافت ، كج بالا رفته بود . امّا مشخّص است وقتى پاى اجبار مردم به ميان بيايد ، انكار فايده ندارد .
بيعت عمومى
بالأخره ، خلافت را به اجبار روى دست حضرت گذاشتند . اميرالمؤمنين ( ع ) فرمودند : حال كه اينطور است ، به مسجد بياييد كه در آن جا بيعت كنيم . « 1 » بيعت عمومى انجام شد . اوّلين كسانى كه بيعت كردند ، طلحه و زبير بودند . « 2 » روز دوّم ، امام ( ع ) به منبر رفتند تا رؤوس برنامهها و اصلاحات خود را براى مردم تشريح كنند .
هامش
( 1 ) . تاريخ الأمم و الملوك ، ج 4 ، ص 427 .
( 2 ) . همان ، ص 428 .