و در جاى ديگر در بيان دليل سختگيرى در زندگى چنين توضيح مىدهد : « إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّة الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَة النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ » « 3 » خدا بر پيشوايان دادگر واجب فرموده خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندى ، تنگدست را به هيجان نياورد و به طغيان وا ندارد . و اساساً نوع نگاه حضرت به دنياى مادّى نگاه ويژهاى بود . گاهى آن را از استخوان خوكى در دست بيمار مبتلا به جذام پستتر مىدانستند : « وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِى عَيْنِى مِنْ عِرَاقِ خِنْزِيرٍ فِى يَدِ مَجْذُومٍ » « 1 » و زمانى هم آن را از عطسهء بز كم ارزشتر مىديدند : « . . . وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِى مِنْ عَفْطَة عَنْزٍ » « 2 » و در مقايسهء خلافت و كفش وصلهدار خود ، كفش كهنه را با ارزشتر به حساب مىآوردند مگر آن كه خلافت وسيلهاى براى اقامهء حق يا مبارزه با باطل باشد : « وَ اللَّهِ لَهِىَ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا » « 3 »
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٨
هامش
( 3 ) . همان ، خطبهء 209 ، ص 325 .
( 1 ) . همان ، حكمت 236 ، ص 76 : « به خدا سوگند ! اين دنياى شما - كه به حرام آلوده است - در ديدهء من از استخوان خوكى كه در دست بيمار جذامى باشد ، پستتر است . »
( 2 ) . همان ، خطبهء 3 ، ص 50 : « . . . آنگاه مىديديد كه دنياى شما نزد من از آب بينى بزغالهاى بىارزشتر است . »
( 3 ) . همان ، خطبهء 33 ، ص 76 : « به خدا سوگند ! همين كفش بى ارزش نزد من از حكومت بر شما محبوبتر است مگر اينكه حقى را با آن به پا دارم يا باطلى را دفع نمايم . »