گويى رسول الله ( ص ) را مىبينم . نامش را مىپرسد . مىگويد : محمّد پسر علىبنالحسين . جابر مىگويد : پس تو باقر هستى . پاسخ مىدهد : آرى ، پيغام رسولالله ( ص ) را بگو . جابر مىگويد : پيامبر مرا به زنده ماندن تا وقتِ ملاقات تو بشارت داد و فرمود : هر وقت او را ديدى ، سلام مرا به او برسان . « 1 » و روايات از اين قبيل در منابع شيعه و سنّى بسيار است . من زمانى در مورد اين سه دسته از روايات ، تتبّع كردم ، بيش از شش هزار روايت پيدا كردم . مطمئناً اگر كسى بيشتر جستجو كند ، روايات بيشترى پيدا خواهد كرد .
تذكّر اخلاقى
نكتهاى كه بيان آن در پايان اين فصل ضرورى است ، اين است كه قدر اين روايات را بدانيد . خونها ريخته شده ، زندانها تحمّل شده ، تازيانهها خورده شده تا اين روايات اين طور به دست ما برسد .
ببينيد علامهء امينى ( قدس سره ) با چه زحمتى كتاب الغدير را نوشته است . يا قاضى نور الله شوشترى ( قدس سره ) چگونه براى ترويج تشيّع به هندوستان رفت و كتاب شريف احقاق الحق را نوشت و در آخر به جرم نگارش اين كتاب به اعدام محكوم شد و با تازيانهء خاردار به شهادت رسيد .
يا در مورد ابن ابى عمير ( قدس سره ) كه از اجلاء روات است ، نقل شده كه به دستور هارون به جرم تشيّع در زندان ، صد و بيست چوب خورد و سپس صد و بيست
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ج 1 ، ص 253 .