4 - 2 لزوم نصب امام
در بحث نبوّت گفتيم كه چون فرستادن پيامبران و نازل كردن كتابهاى آسمانى و نصب امامان فوائد زيادى دارد ( كه از جملهء آنها ، اين فوائد است : تشكيل حكومت بر اساس دين ، اشاعهء عدالت در جامعه ، تزكيهء نفوس ، از بين بردن رذائل و احياى فضائل ، تعليم اعتقادات ، احكام و اخلاق دينى و هدايت مردم به مقام قرب الهى ) پس بنا به قاعدهء « لطف » و قاعدهء « عدم جواز منع فيض » ، وجود انبياء ، انزال كتابهاى آسمانى و نصب امامان و اوصياء لازم است و محال است كه خداى متعال منع فيض كند ؛ بنابراين با بيان اين دليل - كه آن را « دليل لمّى » ( يعنى از علّت پى به معلول بردن ) مىنامند - به اين نتيجه مىرسيم كه بايد بعد از رسول گرامى اسلام ( ص ) امامانى تا روز قيامت منصوب شوند .
در جريان گفتگوى « هشام بن حكم » با « عَمرو بن عبيد » - كه امام صادق ( ع ) از اين ماجرا خرسند شده و فرموند : اين ماجرا در صُحُف ابراهيم و موسى است - هشام بعد از پرسش دربارهء كار هر يك از اعضاى بدن ، از كار قلب پرسيد و عَمرو جواب داد : « قلب راهنماى اعضاى بدن است » و چون از وى اقرار گرفت كه قلب محور اعضاى بدن است ، به او گفت : خداى متعال كه براى اين بدن كوچك راهنما و محور قرار داده است چگونه براى جامعهء انسانى محور و راهنما قرار نداده است و مردم را به حال خود باقى گذاشته است ؟ « 1 » يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أطيعُوا اللهَ وَ أطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِىالأمْرِ مِنْكُمْ فَإنْ تَنازَعْتُمْ فى شَىءٍ فَرُدُّوهُ إلَى اللهِ وَ الرَّسُولِ إنْ كُنْتُمْ تُؤْمنُونَ بِاللهِ وَ
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 1 ، ص 169