بىترديد ، دوستداشتن صرفاً يك احساس قلبى نيست ، بلكه در رفتار و گفتار انسان تأثير تعيينكنندهاى دارد . نمىتوان ادعاى دوستى خدا و پيامبرش را داشت و در عين حال بر خلاف رضاى آنها عمل كرد . در روابط اجتماعى نيز كسى كه واقعاً شخصى را دوست دارد ، سعى مىكند با رفتارهاى مورد پسند آن شخص ، خود را به او نزديك كند و از انجام دادن رفتارهايى كه از نظر او ناخوشايند است ، پرهيز مىكند . امام صادق ( ع ) فرمود :
« مَا أحَبَّ اللهَ مَن عَصَاهُ ثُمَّ تَمَثَّلَ :
تَعصى الإلَهَ وَ أنتَ تُظهِرُ حُبَّهُ هَذَا مُحَالٌ فِى الفِعَالِ بَدِيعُ
لَو كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأطَعتَهُ إِنَّ المُحِبَّ لِمَنيُحِبُّ مَطِيعُ » « 1 »
كسى كه گناه مىكند ، خدا را دوست ندارد . سپس حضرت [ اين دو بيت شعر را ] قرائت فرمود : معصيت پروردگار مىكنى و در عين حال اظهار دوستى او مىنمايى ؟ اين امرى محال است . به جانم سوگند ، اگر محبّت تو صادقانه بود ، از خدا اطاعت مىكردى ، زيرا كسى كه ديگرى را دوست مىدارد ، از او اطاعت مىكند .
در پايان سخن را به عباراتى از دعاى محبّين متبرّك مىكنيم كه امام سجاد ( ع ) آن را از درگاه الهى خواسته است :
« يَا غَايَة آمَالِ الْمُحِبِّينَ أسْالُكَ حُبَّكَ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِى إِلَى قُرْبِك »
« اى منتهاى مقصود محبّان ! از تو درخواست مىكنم دوستىات را و دوستى دوستدارانت را و دوستى هر عملى كه مرا به مقام قرب تو رساند . »
آمين يا ربّ العالمين
هامش
( 1 ) ) وسائل الشّيعة ، ج 15 ، ص 308