روزهء قلب كه در برخى از متون عرفانى به روزهء خاص الخواص تعبير شده است . داراى اين ويژگى است كه روزهدار در حالىكه روزه است ، هيچگونه انديشهء غير خدايى به دل خود راه نمىدهد ، زيرا توجه به غير خدا و انديشيدن دربارهء امور دنيوى و حتى اخروى موجب بطلان اين روزه است .
گرفته روزهى خاصان درگاه خوشا وقت كسى كه رفته اين راه
از آن پس روزه خاصّ الخواص است كه پيش خاصگانش اختصاص است
ز دنيا فارغند از فرط غيرت ز عقبى رستهاند از عين حيرت
بجز حق هر چه شان در خاطر آيد از آن هم روزهى آنان گشايد « 1 » قِسم اول روزه ؛ يعنى روزهء فقهى و امساك از خوردن و آشاميدن و ديگرمفطرات روزه موجب رفع تكليف مىشود . قِسم دوم ؛ يعنى روزهء اعضا و جوارح ظاهرى موجب غفران الهى مىشود . قِسم سوم ؛ يعنى روزهاى كه همراه با حضور قلب باشد و همهء قواى باطنى ، فكر و دل بنده هم در حال روزه باشد ، موجب تقرّب بنده به حق تعالى مىگردد و او در ظلّ حضرت معبود قرار مىگيرد و ميهمان خداوند مىشود . هر كدام از اين سه قِسم روزه ، اجر و پاداش مخصوص به خود را دارد .
روزهء دل و باطن از روزهء اعضا و جوارح مهمتر و روزهء اعضا و جوارح هم از روزهء خوردن و آشاميدن مهمتر است . اگر روزهء دل و قلب ميسّر نشد ، روزهدار بايد بكوشد با گرفتن روزهء خواص ، دادن صدقه ، اطعام روزهداران ، توسّل به اهلبيت ( ع ) و كمك به مستمندان ، زمينهء قبولى روزههاى خود را در درگاه ربوبى فراهم سازد .
هامش
( 1 ) كنز الحقايق ، ص 89